رمان گُلبُل نوشتهی صادق عادلیان، روایت مردمانی ساکنِ جزیرهای در وسط اقیانوس است، تغییرات جوی ساکنان جزیره و جزیرههای همجوار را غافلگیر میکند، طوری که آنها ناچار به جلای وطن میشوند، اهالی جزایر سنگی و آبشار طی مدت کوتاهی محل زندگی خود را ترک میکنند، اما مردم جزیرهی گلبل دچار شخصی به نام بابو میشوند، بابو که یک عضو ردهپایین نیروی دریایی ارتش است به همراه پنجتنِ دیگر از همکارانش تصمیم میگیرند مردم را در جزیره نگه دارند تا بتوانند با کمک انها جزیرهی گلبل را حفظ کنند. بابو و دستیارش چانگو در یک جلسهی سِری به همراه دیگر اعضاء شورا تصمیم میگیرند اهالی گلبل را وادار کنند تا پیرامون جزیره دیواری مستحکم بسازند…





